چکیده پایان نامه تحصیلی  مقطع کارشناسی ارشد

 

(آقای عباس بی نیاز )

 

 

موضوع :

 

بررسی علل عدم پرداخت به موقع مالیات پزشکان شهرستان ساری در طی سالهای 74لغایت 76

    

 

 

روابط عمومی اداره کل امور مالیاتی مازندران

 

 

 

 

تابستان 1387

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1-1-عنوان پژوهش

         «بررسي علل عدم پرداخت به موقع ماليات پزشكان شهرستان ساري در طي سالهاي 74 لغايت 76»

2-1-بيان مسئله

        از آنجائيكه پرداخت ماليات يك وظيفه انساني، ديني و شرعي است نقش بسيار مهمي در اقتصاد كشور و رشد و توسعه همه جانبه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه دارد. اگر مالياتهاي سالانه به موقع پرداخت شود، با توجه به ارزش پول در زمان حال و آينده و اهميت آن در سرمايه گذاريهاي زير بنائي و مفيد مي تواند اثرات مطلوبي را داشته باشد. حال اين سؤال مطرح است كه چرا پزشكان شهرستان ساري در طي سالهاي 74 لغايت 76 ماليات خود را به موقع پرداخت ننموده اند وعلت اصلي آن چيست. در اين پژوهش قصد بر اين است كه اينعوامل را شناسائي نمائيم.

3-1-اهميت، ضرورت انتخاب موضوع

       پرداخت به موقع ماليات نقش بسيار مهمي در توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و استقلال اقتصادي جامعه داشته باشد و مي تواند دولت را در انجام وظايف خود از جمله تثبيت وضع اقتصادي و توزيع عادلانه درآمد ياري نمايد. از سوي ديگر عدم پرداخت به موقع آن هم مي تواند اثرات نامطلوبي بر موارد فوق خصوصاً در برنامه ريزي اقتصاد بدون نفت داشته باشد بنابراين ضرورت دارد با توجه به ارزش زماني پول در زمان حال و آينده هر شخصي ماليات خود را در سر رسيد مقرر برابر مقررات قانون مالياتهاي مستقيم به موقع پرداخت نمايد.

4-1-هدف پژوهش

       هدف اين پژوهش بررسي و شناسائي علل عمده عدم پرداخت به موقع ماليات پزشكان شهرستان ساري در طي سالهاي 74 لغايت 76 مي باشد. اميد است با شناسائي اين عوامل و ارائه آن به مسئولين ذيربط مالياتي و پزشكان محترم شهرستان ساري، گامي در جهت پرداخت به موقع ماليات از طرف پزشكان شهرستان ساري برداشته شود و به تبع آن كليه اصناف و ماليات دهندگان ماليات خود را به موقع پرداخت نمايند.

 

    

 

5-1-سؤالات ويژة پژوهش

         در پژوهش حاضر زمينه طرح سؤالات ويژه از طريق انجام مصاحبه هاي مختلف از پزشكان مجرب شهرستان ساري صورت پذيرفته و بيشتر بر پايه نظرات پزشكان محترم به شرح زير مي باشد.

   1-

آيا پيچيدگي و ابهام داشتن قوانين و مقررات مالياتي مي تواند در عدم پرداخت به موقع ماليات مؤثر باشد؟ (اصل ساده و قابل بودن قانون مالياتها)

 

2-

آيا مشخص نبودن ماليات از نظر زمان، نحوه پرداخت، ميزان(ماليات)مي تواند در عدم پرداخت به موقع آن مؤثر باشد؟ (اصل مشخص ومعين بودن)

 

3-

آيا عدم كسب رضايت نسبي وعدم برقراري تسهيلات مختلف مي تواند در عدم پرداخت به موقع ماليات مؤثر باشد؟ (اصل سهولت)    

 

4-

آيا عدم وصول ماليات عادلانه از منابع مختلف درآمد مي تواند در عدم پرداخت بموقع ماليت مؤثر باشد؟ (اصل تنوع منابع مالياتي)  

 

5-

 آيا عدم تقسيم بار مالياتي به طور عادلانه بين ماليات دهندگان مي تواند در عدم پرداخت به موقع ماليات مؤثر باشد؟ (اصل عدالت و برابري)

 

6-

آيا وجود تبعيضهاي مختلف و كاهش سطح رفاه اقتصادي مي تواند در عدم پرداخت به موقع ماليات مؤثر باشد؟ (اصل حداقل بار اضافي)

 

7-

آيا مطابقت نداشتن ميزان ماليات با ميزان بهره مندي از هزينه خدمات عمومي جامعه مي تواند در عدم پرداخت به موقع ماليات مؤثر باشد؟ (اصل بهاي خدمات)

 

8-

آيا مطابقت نداشتن ميزان ماليات با ميزان توانائي و قدرت مالي ماليات دهنده مي تواند در عدم پرداخت به موقع ماليات مؤثر باشد؟ (اصل قدرت پرداخت)

 

6-1-قلمرو پژوهش:

1-6-1-قلمرو مكاني: شهرستان ساري به علت مركزيت استان مازندران و داشتن پزشكان خوب و پردرآمد انتخاب گرديد.

2-6-1-قلمرو زماني: شامل سالهاي 74 لغايت 76است.

3-6-1 قلمرو موضوعي: علل عدم پرداخت به موقع ماليات پزشكان شهرستان ساري در طي سالهاي74 لغايت 76 مي باشد.

 

 

7-1-تعريف عملياتي متغير ها:

1-7-1-پرداخت به موقع ماليات:

منظور از پرداخت به موقع ماليات پزشكان اين است كه هر پزشك ماليات سالانه خود را حداكثر تا پايان تير ماه سال بعد به همراه صورتهاي مالي و سود و زيان و اظهارنامة مالياتي تنظيمي به حوزه ماليات محل كسب خود پرداخت نمايد و يا ترتيب پرداخت آن را بدهد.

2-7-1-اصل ساده و قابل فهم بودن قانون مالياتها:

منظور اين است كه نظام مالياتي نبايد نظامي پيچيده و مبهم باشد، يعني كليه قوانين ومقررات مربوط به مالياتها و دلايل پرداخت آن بايد به زبان ساده و بدون ابهام بيان شود.

3-7-1-اصل مشخص و معين بودن:

منظور اين است كه ماليات بر اشخاص بايد دقيقاً از نظر زمان و نحوة پرداخت و ميزان ماليات، معين و مشخص باشد. به عبارت ديگر ماليات دهندگان نبايد در خصوص ماليات پرداختي خود با سر درگمي مواجه شوند. 

4-7-1-اصل سهولت:

منظور، كسب رضايت نسبي افراد و برقراري تسهيلات مختلف براي پرداخت ماليات است.

5-7-1-اصل تنوع منابع مالياتي:

منظور اين است كه منابع مختلف درآمد شناسائي شده و از منابع مختلف درآمد ماليات جمع آوري شود.

6-7-1-اصل عدالت و برابري:

منظور اين است كه بار مالياتي به طور عادلانه بين مردم تقسيم شود و به توانائي پرداخت افراد نيز توجه شود.

7-7-1-اصل حداقل بار اضافي:

منظور اين است كه نظام مالياتي بايد از تبعيضهاي مختلف جلوگيري كند و باعث كاهش رفاه اقتصادي و نشود،

8-7-1-اصل بهاي خدمات:

منظور اين است كه ميزان ماليات هر شخص بايد با هزينه خدمات عمومي جامعه كه از آن بهره مند مي شود مطابقت داشته باشد. يعني هر كس كه از امكانات جامعه بهرة بيشتري مي برد بايد هزينة بيشتري را نيز تقبل نمايد.

9-7-1-اصل قدرت پرداخت:

منظور اين است كه ميزان ماليات هر فرد بايد با ميزان توانائي و قدرت مالي او مطابقت داشته باشد. يعني هر كس كه تمكن و امكانات مالي و درآمد بيشتري دارد بايد سهم بيشتري از هزينه هاي عمومي را به عهده گيرد. خلاصه نتايج اين پژوهش بشرح زير مي باشد :

1ـ سوال ويژه شمارة يك پژوهش بر اين مبنا استوار بوده است كه :

آيا پيچيدگي و ابهام داشتن قوانين و مقررات مالياتي مي تواند در عدم پرداخت بموقع ماليات موثر باشد (اصل ساده و قابل فهم بودن قانون مالياتها) .

          براي مطالعه اين سوال ويژه با استفاده از پرسشنامه ، اطلاعات لازم جمع آوري گرديد . در تجزيه و تحليل اين سوال ويژه مشاهده شده كه ميانگين پاسخهاي گروه اول پزشكان  (09/3=) و ميانگين پاسخهاي گروه دوم پزشكان (3 =2u  ) شده است و درصد موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه اول (77%=1R ) و درصد موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه اول (75%=2R ) بوده است .

باتوجه به اينكه ميانگين هاي محاسبه شده بزرگترازميانگين طبقات ]5/2= (4+3+2+1) [ و درصدهاي موفقيت كسب شده بزرگتر از 60 درصد است ، مشخص گرديد آزمودنيهاي گروه اول و گروه دوم اين پژوهش نسبت به سوال ويژه شماره يك نگرش مثبت دارند ، لذا نتايج اين پژوهش اصل مهم ساده و قابل فهم بودن قانون مالياتها را كه در فصل دوم آمده است تائيد مي نمايد .

2ـ سوال ويژه شماره دو پژوهش بر اين مبنا استوار بوده است كه :

          آيا مشخص و معين نبودن ماليات از نظر زمان ، نحوه پرداخت ، ميزان (ماليات) مي تواند در عدم پراخت بموقع آن موثر باشد (اصل مشخص و معين بودن) .

در تجزيه و تحليل اين سوال ويژه مشاهده شده است كه ميانگين پاسخهاي گروه اول پزشكان (94/2=) و ميانگين پاسخهاي گروه دوم پزشكان (01/3=2 u) بوده و درصد موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه اول (73%=1R ) و درصد موفقيت كسب  شده توسط پزشكان گروه دوم (75%=2R ) بوده است . با توجه به اينكه ميانگين هاي محاسبه شده بزرگتر از ميانگين هاي طبقات ]5/2= (4+3+2+1) [ و درصدهاي موفقيت كسب شده بزرگتر از60 درصد است ، مشخص گرديد آزمودنيهاي گروه اول و گروه دوم در اين پژوهش نسبت به سوال ويژه شمارة دو نگرش مثبت دارند . لذا نتايج اين پژوهش اصل و مشخص و معين بودن را كه در فصل دوم آمده است تائيد مي نمايد .

3ـ سوال ويژه شماره سه بر اين مبنا استوار بوده است كه :

          آيا عدم كسب رضايت نسبي و عدم برقراري تسهيلات مختلف مي تواند در عدم پرداخت بموقع ماليات مؤثر باشد (اصل سهولت) .

          درتجزيه و تحليل اين سوال ويژه مشاهده شده است كه ميانگين پاسخهاي گروه اول پزشكان (38/3=) و ميانگين پاسخهاي گروه دوم پزشكان (26/3=) بوده و درصد موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه اول (84‍%=1R) و درصد موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه دوم (81%=2R ) بوده است . با توجه به اينكه ميانگين هاي محاسبه شده بزرگتر از ميانگين هاي طبقات ]5/2= (4+3+2+1) [ و درصدهاي موفقيت كسب شده بزرگتر از 60 درصد است ، مشخص گرديد آزمودنيهاي گروه اول و گروه دوم در اين پژوهش نسبت به سوال ويژه شماره سه نگرش مثبت دارند . لذا نتايج اين پژوهش ، اصل سهولت را كه در فصل دوم آمده است ، تائيد مي نمايد .

4ـ سوال ويژه شماره چهار بر اين مبنا استوار بوده است كه :

          ايا عدم وصول ماليات عادلانه از منابع مختلف درآمد مي تواند در عدم پرداخت بموقع ماليات موثر باشد (اصل تنوع منبع مالياتي) .

 

          در تجزيه و تحليل اين سوال ويژه مشاهده شده است كه ميانگين پاسخهاي گروه اول پزشكان(63/3=) و ميانگين پاسخهاي گروه دوم پزشكان (60/3=) بوده و درصد موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه اول (90%=1R ) و درصد موفقيت كسب شده پزشكان گروه دوم (90%=2R ) بوده است. با توجه به اينكه ميانگين هاي محاسبه شده بزرگتر از ميانگين طبقات ]5/2= (4+3+2+1) [ و درصدهاي  موفقيت كسب شده بزرگتر از 60 درصد است ، مشخص گرديد آزمودنيهاي گروه اول و گروه دوم در اين پژوهش نسبت به سوال ويژه شماره چهار نگرش مثبت دارند . لذا نتايج اين پژوهش اصل تنوع منبع مالياتي را كه در فصل دوم آمده است ، تائيد مي نمايد .

5ـ سوال ويژه شماره پنج بر اين مبنا استوار بوده است كه :

          آيا عدم تقسيم بار مالياتي بطور عادلانه بين ماليات دهندگان مي تواند در عدم پرداخت بموقع ماليات موثر باشد . (اصل عدالت و برابري).

          در تجزيه و تحليل اين سوال ويژه مشاهده شده است كه ميانگين پاسخهاي گروه اول پزشكان (54/3=) و ميانگين پاسخهاي گروه دوم پزشكان  (68/3=) بوده و درصد موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه اول (88%=1R ) و درصد  موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه دوم (92%=2R ) بوه است . با توجه به اينكه ميانگين هاي محاسبه شده بزرگتر از ميانگين طبقات ]5/2= (4+3+2+1) [ و درصدهاي موفقيت كسب شده  بزرگتر از 60 درصد است ، مشخص گرديد آزمودنيهاي گروه اول و گروه دوم در اين پژوهش نسبت به سوال ويژة شمارة پنج نگرش مثبت دارند. لذا نتايج اين پژوهش، اصل عدالت و برابري را كه در فصل دوم آمده است ، تائيد مي نمايد .


 

6ـ سوال ويژه شمارة شش بر اين مبنا استوار بوده است كه :

          آيا وجود تبعيضهاي مختلف و كاهش سطح رفاه اقتصادي مي تواند در عدم پرداخت بموقع ماليات موثر باشد (اصل حداقل باراضافي).

 در تجزيه و تحليل اين سوال ويژه مشاهده شده است كه ميانگين پاسخهاي گروه اول پزشكان (65/3=) و ميانگين پاسخهاي گروه دوم پزشكان (51/3=) بوده و درصد موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه اول (89%=1R ) و درصد  موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه دوم (87%=2R ) بوه است . با توجه به اينكه ميانگين هاي محاسبه شده بزرگتر از ميانگين طبقات ]5/2= (4+3+2+1) [ و درصدهاي موفقيت كسب شده  بزرگتر از 60 درصد است ، مشخص گرديد آزمودنيهاي گروه اول و گروه دوم در اين پژوهش ،نسبت به سوال ويژه شماره شش نگرش مثبت دارند . لذا نتايج اين پژوهش ، اصل حداقل بار اضافي را كه در فصل دوم آمده است ، تائيد مي نمايد .

7ـ سوال ويژه شماره هفت براين اساس استوار بوده است كه :

          آيا مطابقت نداشتن ميزان ماليات با ميزان بهره مندي از هزينه خدمات عمومي جامعه مي تواند در عدم پرداخت بموقع ماليات موثر باشد (اصل بهاي خدمات) .

در تجزيه و تحليل اين سوال ويژه مشاهده شده است كه ميانگين پاسخهاي گروه اول پزشكان (54/3=) و ميانگين پاسخهاي گروه دوم پزشكان (57/3=) بوده و درصد موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه اول (88%=1R ) و درصد  موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه دوم (89%=2R ) بوه است . با توجه به اينكه ميانگين هاي محاسبه شده بزرگتر از ميانگين طبقات ]5/2= (4+3+2+1) [ و درصدهاي موفقيت كسب شده  بزرگتر از 60 درصد است ، مشخص گرديد آزمودنيهاي گروه اول و گروه دوم در اين پژوهش ،نسبت به سوال ويژه شماره هفت نگرش مثبت دارند . لذا نتايج اين پژوهش ، اصل بهاي خدمات را كه در فصل دوم آمده است ، تائيد مي نمايد .

 

8ـ سوال ويژه شماره هشت بر اين مينا استوار بوده است كه:

      آيا مطابقت نداشتن ميزان ماليات با يزان توانايي و قدرت مالي ماليات دهنده مي تواند در عدم پرداخت بموقع ماليات موثر باشد (اصل قدرت پرداخت).

در تجزيه و تحليل اين سوال ويژه مشاهده شده است كه ميانگين پاسخهاي گروه اول پزشكان (67/3=) و ميانگين پاسخهاي گروه دوم پزشكان (50/3=) بوده و درصد موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه اول (91%=1R ) و درصد  موفقيت كسب شده توسط پزشكان گروه دوم (87%=2R ) بوده است . با توجه به اينكه ميانگين هاي محاسبه شده بزرگتر از ميانگين طبقات ]5/2= (4+3+2+1) [ و درصدهاي موفقيت كسب شده  بزرگتر از 60 درصد است ، مشخص گرديد آزمودنيهاي گروه اول و گروه دوم در اين پژوهش ،نسبت به سوال ويژه شماره هشت نگرش مثبت دارند . لذا نتايج اين پژوهش ، اصل قدرت پرداخت را كه در فصل دوم آمده است ، تائيد مي نمايد .

محدوديتهاي پژوهش :

          تحقيق پيرامون علوم انساني و علوم اجتماعي از پيچيدگي برخوردار بوده و محدوديتهاي بسياري را بر موضوعات تحقيق تحميل مي كند . اين محدوديتها عبارتند از :

1ـ محدوديت ناشي از ابراز اندازه گيري (پرسشنامه). منظور اينست كه عليرغم تعاريف و توضيحات لازم و كافي در خصوص سئوالات پرسشنامه ممكن است آزمودنيهاي پاسخ صحيح و درستي را ارائه نداده باشند .

2ـ محدوديت ناشي از عدم توانائي در به كنترل درآوردن متغيرهاي ناخواسته در پزشكان مانند رغبت و علاقه در پاسخگوئي به سئوالات مالياتي.

3ـ محدوديت مربوط به آزمودني ، بطوريكه از كل آزمودنيها ، تعداد 42 نفر از آنان به سئوالات پاسخ نداده اند .

4ـ محدوديت ناشي از وجود مشكلات مادي و اقتصادي در راه انجام اين پژوهش ، بطوريكه از كل كشور ، استان مازندران و از استان مازندران شهرستان ساري براي انجام پژوهش انتخاب گرديده است .

5ـ محدوديت در تهيه پيشينه مورد نياز پژوهش بطور كامل بعلت تخصصي بودن موضوع و عدم دسترسي به تحقيقات مشابه و منابع مالياتي فراوان .

پيشنهادات مبتني بر يافته هاي پژوهش

1ـ نتايج پژوهش سوال ويژه شماره يك نشان داده است كه :

پيچيدگي و ابهام داشتن قانون مالياتها ، عامل عدم پرداخت بموقع ماليات است، لذا پيشنهاد مي شود: مسئولين ذيربط ادارات امور اقتصادي و دارائي قوانين و مقررات مالياتي در بخش تكاليف و مسئوليتهاي مؤديان مالياتي نسبت به پرداخت بموقع ماليات (از جمله نحوة تنظيم دفاتر قانوني ، نحوه تنظيم دفاتر  مشاغل ، نحوة تنظيم اظهار نامه مالياتي بطور صحيح و درست) را بطور ساده و روشن تهيه و تدوين نموده و در اختيار پزشكان قرار دهند. (رعايت اصل ساده و قابل فهم بودن مالياتها كه در فصل دوم آمده است)

2ـ نتايج پژوهش سوال ويژه شماره دو نشان داده است كه:

مشخص و معين نبودن ماليات از نظر زمان پرداخت ، نحوه پرداخت و ميزان (ماليات) عامل عدم پرداخت بموقع ماليات است ، لذا پيشنهاد مي شود: 

مأمورين تشخيص ماليات ضمن مراجعه مكرر به محيط كار پزشكان حداقل سه دفعه در طول يك سال مالياتي جهت تشكيل جلسات آموزشي و مشورتي در ادارات ذيربط از آنها دعوت به عمل آورده و بطور واضح و دقيق ، ميزان ماليات را مشخص و معين نمايند .

(رعايت اصل مشخص و معين بودن كه در فصل دوم آمده است.)

 

 

3ـ نتايج پژوهش سوال ويژه شماره سه نشان داده است كه:

          عدم كسب رضايت نسبي و عدم برقراري تسهيلات مختلف، عامل عدم پرداخت بموقع ماليات است، لذا پيشنهاد مي شود كه:

با ايجاد محيط اعتماد بين مأمورين تشخيص ماليات و مؤديان مالياتي و برقراري تسهيلات مختلف(از جمله اقساط بلندمدت و اعطا جايزه خوش حسابي) رضايت نسبي مؤديان فراهم شود و همانطوريكه در فصل دوم آمده ، كسب رضايت نسبي مي تواند از فرار مالياتي هم جلوگيري نمايد. (رعايت اصل سهولت كه درفصل دوم آمده است.)

4ـ نتايج پژوهش سوال ويژه شماره چهار نشان داده است كه:

عدم وصول ماليات عادلانه از منابع مختلف درآمد، عامل پرداخت بموقع ماليات است، لذا پيشنهاد مي شود كه:

مسئولين ادارات امور اقتصادي و داراي ضمن تشكيل كميته اي  تخصصي متشكل از مأمورين زبدة مالياتي با مراجعه مكرر به منابع مختلف درآمدي، نسبت به شناسائي منابع مختلف و
پي بردن به ميزان درآمد واقعي و حقيقي هر منبع اقدام نموده و ماليات را از كليه منابع موجود وصول نمايند . ( رعايت اصل تنوع منبع مالياتي كه در فصل دوم آمده است.)

5ـ نتايج پژوهش سوال ويژه شماره پنج نشان داده است كه:

عدم تقسيم بار مالياتي بطور عادلانه بين ماليات دهندگان، عامل عدم پراخت بموقع ماليات است، لذا پيشنهاد مي شود :

مأمورين تشخيص ماليات به توانائي پرداخت ماليات توسط مؤديان مالياتي توجه نموده و به نسبت درآمد حاصل از فعاليتهاي اقتصادي ، ماليات عادلانه را وصول نمايند .

(رعايت اصل عدالت و برابري كه در فصل دوم آمده است )

 

6ـ نتايج پژوهش سوال ويژه شماره شش نشان داده است كه:

          وجود تبعيضهاي مختلف در اخذ ماليات و كاهش يافتن سطح رفاه اقتصادي ، عامل عدم پرداخت بموع ماليات است ، لذا پيشنهاد مي شود:

مأمورين تشخيص ماليات بعنوان نماينده دولت كريمه جمهوري اسلامي مي بايست با در نظر داشتن اصل 51 قانون اساسي (هيچ نوع ماليات وضع نمي شود مگر به موجب قانون) و بند 9 اصل سوم قانون اساسي (رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه) مالياتي را وضع نمايند كه در آن نسبت به درآمدهاي يكسان تبعيض وجود نداشته باشد و منجر به كاهش سطح رفاه اقتصادي ماليات دهنده هم نشود بطوريكه مؤدي مالياتي بتواند به فعاليت اقتصاي خود ادامه دهد . (رعايت اصل حداقل بار اضافي كه در فصل دوم آمده است.)

7ـ نتايج پژوهش سوال ويژه شماره هفت نشان داده است كه:

          مطابقت نداشتن ميزان ماليات با ميزان بهرمندي از هزينه خدمات عمومي جامعه ، عامل عدم پراخت بموقع ماليات است ، لذا پيشنهاد مي شود :

باستناد اصل 101 قانون اساسي ، بمنظور جلوگيري از تبعيض و جلب همكاري در تهيه
برنامه هاي عمراني و رفاه استانها و نظارت بر اجراي هماهنگ آنها ، شوراي عالي استانها مركب از نمايندگان شوراهاي استانها تشكيل شده تا مؤديان مالياتي هر استان با ديدن طرحهاي عمراني و رفاهي تصويب شده در استانهاي خود رغبت و تمايل بيشتري به پرداخت بموقع ماليات پيدا نمايد اين امر مستلزم رعايت اصل 100 قانون اساسي (مبني بر تشكيل شوراهاي ده، بخش، شهر، شهرستان يا استان) است كه علاوه بر پرداخت بموقع ماليات منجر به افزايش سطح فعاليت اقتصادي هم مي شود . (رعايت اصل بهاي خدمات كه در فصل دوم آمده است.)

 

 

8ـ نتايج پژوهش سوال ويژه شماره هشت نشان داده است كه:

          مطابقت نداشتن ميزان ماليات با ميزان توانائي و قدرت مالي ماليات دهنده، عامل پرداخت بموقع ماليات است ، لذا پيشنهاد مي شود :

مأمورين تشخيص ماليات در تعيين ماليات سالانه ، قدرت مالي و توان پرداخت ماليات توسط ماليات دهنده را مد نظر قرار دهند، بطوريكه مؤدي مالياتي بتواند به فعاليت انتفاعي خود ادامه داده و علاوه بر تأمين هزينه ها بردرآمد سالهاي آتي خود بيفزايد . (رعايت اصل قدرت پرداخت كه در فصل دوم آمده است.)


 

پيشنهادات مبتني بر يافته هاي شخصي :

بنظر پژوهشگر رعايت موارد زير مي تواند علاوه بر موارد ذكر شده در پرداخت بموقع ماليات مؤثر باشد:

1ـ تبليغات وسيع و گسترده از طريق رسانه هاي گروهي و وسايل ارتباط جمعي و سخنرانيها و مراسم گوناگون بمنظور آشنايي آحاد مردم از نقش پرداخت بموقع ماليات در:

الف) انجام وظايف محوله دولت مكرمه جمهوري اسلامي ايران

ب) رشد و توسعه همه جانبه اقتصادي (انجام و تكميل طرحهاي زيربنائي و عمراني .) با توجه به ارزش زماني پول در حال و آينده .

ج) كاهش تورم (در كوتاه مدت) و تورم زدائي (در بلند مدت)

د) استقلال اقتصادي و خودكفائي كشور بدون اتكا به فروش نفت

(بحثهاي تئوريكي فوق بطور مشروح در فصل دوم آمده است)

2ـ ايجاد سرويس مشاوره ، جهت راهنمائي و ارشاد مؤديان مالياتي ، در خصوص نحوة عمل سيستم مالياتي ، فوائد پرداخت بموقع ماليات و عواقب عدم پرداخت بموقع آن در محل ادارات امور اقتصادي و دارئي ، بمنظور افزايش سطح فرهنگ مالياتي .

3ـ ايجاد محيطي مناسب و همراه با اعتماد بين مأمورين تشخيص ماليات و مؤدياني مالياتي و در نظر گرفتن رفتارهاي انساني و منصفانه ، توأم با بي طرفي ، انضباط و خوشروئي .

4-برخورد خوب ماموران تشخيص ماليات در تمامي مراحل تشخيص(حتي در ناملايمات)و احترام كامل به ويژگيهاي فردي و شخصيتي مؤديان مالياتي.

5ـ بكارگيري سيستم تشويقي ، مبتني بر اصول رفتاري براي حمايت از مؤديان مالياتي درستكار (مؤدياني كه ماليات خود را بموقع پرداخت مي نمايند) .

6ـ بكارگيري سيستم تنبيهي، مبتني بر اصول رفتاري به منظور جلوگيري از سوء استفاده
از اعتماد(مؤدياني كه از وجود محيط صميمي و اعتماد به نفع خود سؤ‌ ‌استفاده مي نمايند و منجر به تضضيع حقوق دولت مي شوند )

7ـ بكارگيري شيوه اقناعي و بكارگيري روانشناسي مالي جهت ايجاد انگيزه پرداخت بموقع ماليات.

8ـ آموزش مأمورين تشخيص ماليات، به منظور درك سيستم مالياتي موجود در جهت خدمت به مؤديان مالياتي و وصول حقوق حقه دولت.

9ـ ساده سازي سيستم مالياتي و منصفانه بودن آن از طريق بازنگري و اصلاح قوانين مالياتي.

10ـ بكارگيري اصول مطلوب و قابل قبول بهنگام تهيه و تدوين و اصلاح قانون مالياتها با توجه به اولويت هر يك از اصول (به تنهائي و با دسته جمعي) در اهداف دولت به شرح زير:

الف) اصل ساده و قابل فهم بودن

ب) اصل مشخص و معين بودن

پ) اصل سهولت

ت) اصل تنوع منابع مالياتي

ث) اصل عدالت و برابري

ج) اصل حداقل بار اضافي

چ) اصل بهاي خدمات

ح) اصل قدرت پرداخت

(اصول فوق بطور مشروح در فصل دوم آمده است)

 

11ـ وجود همكاري جمعي بين مأموران تشخيص ماليات و نمايندگان سازمان نظام پزشكي در تعيين ماليات پزشكان براساس ميزان درآمد پزشكان با توجه به نوع تخصص.

12ـ استقبال از طرح خود اظهاري مشاغل (همانند استقبالي كه از طرح خوداظهاري در بخش مستغلات توسط مالكين صورت پذيرفت) بطوريكه پزشكان محترم ماليات سالانه خود را برحسب ميزان درآمد ، تعيين و بصورت نقد يا اقساط پرداخت نمايند .

(اين طرح در قسمت پژوهشهاي مشابه در فصل دوم مورد پيشنهاد قرار گرفته است.)

پيشنهاد تحقيق به محققان

1ـ اين تحقيق (بررسي علل عدم پرداخت بموقع ماليات ) در حوزه وسيعتر و در ساير مشاغل موجود انجام گيرد.

2ـ در خصوص خود اظهاري مؤديان مالياتي (كليه مشاغل) تحقيقات كامل و جامع صورت گرفته و عوامل موثر بر اجراي اين طرح دقيقاً شناخته شود.

3ـ در خصوص شناخت راهها و عواملي كه بتواند در تمكين ماليات توسط مؤديان واقع شود ، تخقيقات جامع صورت گيرد.

خلاصه پژوهش

فصل اول موارد مربوط به طرح تحقيق مطرح گرديده است كه خلاصه آنهابشرح ذيل مي باشد:

موضوع پژوهش: بررسي علل عدم پرداخت بموقع ماليات پزشكان ساري در طي سالهاي 74 لغايت 76 بوده است.

      هدف از اين پژوهش: شناسائي عوامل عدم پرداخت بموقع ماليات پزشكان ساري در طي سالهاي 74 لغايت 76 و ارائه آن به مسئولين ذيربط مالياتي و پزشكان محترم شهرستان ساري بوده تا انشاءا بتوان گامي در جهت پرداخت بموقع ماليات پزشكان و كليه اصناف موجود ، گرفته شود.

با توجه به اينكه پزشكان ساري ، هم از نظر سطح تحصيلات و هم از نظر سطح  درآمد از رتبه خوبي برخوردارند، همواره براي اينجانب اين سوال مطرح بود كه اگر اين قشر از جامعه ماليات خود را بموقع پرداخت نمي كنند ، ديگر چه انتظاري از ساير اقشار و اصناف موجود مي توان داشت ، لذا تصميم بر اين شد كه پژوهش در اين زمينه انجام شود .

براي رسيدن به اين هدف ، 8 سوال ويژه مطرح شده است كه شامل 8 اصل مهم و اساسي مالياتي است كه تك تك اين اصول مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است . منظور از پرداخت بموقع ماليات اين است كه مؤدي مالياتي هر سال خود را از طريق اظهار نامه مالياتي لغايت پايان سي و يكم تيرماه سال بعد به حوزه مالياتي محل كسب خود نقداً پرداخت نمايد و يا ترتيب پرداخت آن را بدهد . منظور از اصل ساده و قابل فهم بودن قانون مالياتها اين است كه، نظام مالياتي نبايد نظامي پيچيده ومبهم باشد يعني كليه قوانين و مقررات مربوط به مالياتها و دلايل پرداخت آن بايد به زبان ساده و بدون ابهام بيان شود. مشخص و معين بودن اين است كه ماليات بر اشخاص بايد دقيقاً از نظر زمان، نحوة پرداخت ميزان ماليات ، معين و مشخص باشد . يعني ماليات دهندگان نبايد در خصوص ماليات پرداختي خود سردرگمي مواجه شوند.

منظور از اصل سهولت اين است كه ، رضايت نسبي افراد جلب شود و تسهيلات مختلف براي پرداخت ماليات در نظر گرفته شود .

منظور از اصل تنوع منابع مالياتي  اين است كه ، منابع مختلف درآمد شناسائي شده و از منابع مختلف درآمد، ماليات جمع آوري شود.

منظور از اصل عدالت و برابري اين است كه بار مالياتي بطور عادلانه بين مردم تقسيم شود و به توانائي پرداخت افراد توجه شود.

 

منظور از اصل حداقل باراضافي اين است كه ، نظام مالياتي بايد از تبعيضهاي مختلف جلوگيري كند و باعث كاهش رفاه اقتصادي نشود.

منظور از اصل بهاي خدمات اين است كه ميزان ماليات هر شخص بايد با هزينه خدمات عمومي جامعه كه از آن بهره مند مي شود مطابقت داشته باشد، يعني هر كس از امكانات جامعه بهرة بيشتري مي برد بايد هزينه بيشتري را نيز تقبل نمايد.

منظور از اصل قدرت پرداخت اين است كه، ميزان ماليات هر فرد بايد با ميزان توانائي و قدرت مالي او مطابقت داشته باشد يعني هر كس كه تمكن و امكانات مالي و درآمد بيشتري دارد بايد سهم بيشتري  از هزينه هاي عمومي را بعهده گيرد.

          در فصل دوم ساختار نظام مالياتي و اهميت و ضرورت ماليات و نقش آن در خود كفائي و استقلال كشور با توجه به ارزش زماني پول (بكارگيري آن در اجراي طرحهاي عمراني و .) مورد بررسي قرار گرفته است . در بخش ديگر فصل دوم اصول وضع

ماليات و اصول موجود در يك نظام مالياتي مطلوب نقش تسليم اظهارنامة مالياتي و تسليم دفاتر قانوني و مشاغل و صورتهاي مالي در پرداخت بموقع ماليات مورد بررسي قرار گرفته است. در بخش ديگر سيستم مالياتي خود اظهاري آمريكا و ژاپن سيستم مالياتي جديد خوداظهاري بخش مستغلات و مشاغل در ايران مورد بررسي قرار گرفته است و همچنين تحقيقات گذشته در زمينه موضوع پژوهش هم مطرح گرديده است.

در فصل سوم (روش پژوهش) توصيف آزمودنيهاي (جامعه آماري) بوده كه عبارتند از كليه پزشكان شهرستان ساري كه در طي سالهاي 74 لغايت 76 ماليات خود را بموقع پرداخت ننموده اند.

در بخش ديگر اين فصل به حجم جامعه (287 نفر) اشاره شده است و ابزار اندازه گيري نيز پرسشنامه هاي حاوي 13 سئوال بوده است كه براساس مقياس فاصله اي 4 گزينه اي تنظيم شده و بين پزشكان شهرستان ساري توزيع شده است . از تعداد287 نفر پزشك، 245 نفر به پرسشنامه هاي تنظيمي پاسخ داده و 42 نفر ديگر بنا به دلايل خاص خود ، به پرسشنامه هاي تنظيمي پاسخ نداده اند.

از تعداد پرسشنامه هاي تكميل شده، 146 پرسشنامه مربوط به پزشكاني بوده است كه در طي سالهاي 74 لغايت 76 ماليات خود را بموقع پرداخت ننموده ايد (گروه اول) و 99 پرسشنامه مربوط به پزشكاني بوده است كه ماليات خود را طي سالهاي 74 لغايت 76 پرداخت نموده اند (گروه دوم)

اعتبار و روائي طرح پژوهش و روشهاي تحليل داده ها مطرح شده است ، بطوريكه جهت تست سئوالات ويژه از ميانگين () و درصد موفقيت كسب شده (R) استفاده شده است.

در فصل چهارم براي داده هاي استخراج شده از پرسشنامه ها، به تفكيك سئوالات مطروحه، جداول آماري مربوطه تشكيل گرديد و تك تك سوالات ويژه با ميانگين () و درصد موفقيت (R) براي هر يك از دو گروه پزشكان فوق الذكر مورد توجه تجزيه و تحليل قرار گرفته است.

در فصل پنجم پس از بحث و مرور نتايج حاصل از تجزيه و تحليل، نتيجه مي گيريم كه پيچيدگي و ابهام داشتن قانون مالياتها ، مشخص و معين نبودن ماليات ، نحوه پرداخت ماليات و ميزان ماليات عدم برقراري تسهيلات مختلف و كسب رضايت نسبي ، عدم رعايت عدالت و برابري، عدم تقسيم بار مالياتي بطور عادلانه بين ماليات دهندگان كاهش يافتن سطح رفاه اقتصادي ، عدم مطابقت هزينه خدمات عمومي جامعه با ماليات پرداختي و عدم مطابقت ماليات با قدرت و توانائي مالي ماليات دهندة ، عامل اصلي عدم پرداخت بموقع ماليات در طي سالهاي 74 لغايت 76 بوده است .

پس از بحث و نتيجه گيري و استخراج نظرات پزشكان محترم شهرستان ساري، پيشنهاداتي بشرح ذيل ارائه شده است:

الف) پيشنهادات مبتني بر يافته هاي پژوهش.(كه به نوعي در پرداخت بموقع ماليات مؤثرند.)

ب) پيشنهادات تحقيق براي محققان . (كه به نوعي در پرداخت بموقع ماليات مؤثرند.)

ج) پيشنهادات تحقيق براي محققان. (ادامه اين تحقيق در حوزه وسيعتر و در ساير مشاغل ، بررسي راههاي تمكين ماليات توسط مؤديان مالياتي، بررسي شناخت راههاي خوداظهاري توسط مؤديان مالياتي.)

والسلام